عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

311

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

« انى انا اللَّه لا إله الا انا » ، « سبقت رحمتى غضبى » ، و فردا روز محشر بر سر بازار قيامت سيد ( ص ) اين ندا مىكند كه : پادشاها ! مشتى عاصيان‌اند ! دستور باش تا قرطهء رحمت تو در ايشان پوشانم ، كه تو گفته‌اى : وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ . خداوندا ! روز بازار اين گدايان است . ما چون ايشان را بكمند دعوت ميگرفتيم ، بسيارى وعده‌هاشان داده‌ايم . خداوندا ! محمد را در روى اين جمع بىعدد شرمسار مكن ، وعده‌اى كه از رحمت و كرم تو بايشان داده‌ام تحقيق كن ، كه خود گفته‌اى : يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ، و از درگاه جلال نداء كرم بنعت رحمت مىآيد كه : يا محمد ! كار امت تو از سه بيرون نيست : يا مؤمنان‌اند ، يا عارفان ، يا عاصيان . اگر مؤمنان‌اند در آرزوى بهشت ، اينك بهشت ما ، و اگر عاصيان‌اند در آرزوى رحمت ، اينك رحمت و مغفرت ما ، و اگر عارفان‌اند در آرزوى ديدار اينك ديدار ما . راه بنده آنست كه پس ازين زبان حمد و ثنا بگشايد ، و بنعت تضرع و افتقار در حالت انكسار پيوسته ميگويد : اى نزديكتر بما از ما ؟ و اى مهربان‌تر از ما بما ؟ و اى نوازندهء ما بىما ! بكرم خويش نه بسزاى ما ، نه به كار ما ، نه بار بطاقت ما ، نه معاملت در خور ما ، نه منت بتوان ما ، هر چه ما كرديم تاوان بر ما ، هر چه تو كردى باقى بر ما . هر چه كردى بجاى ما ، به خود كردى نه براى ما . وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ - الحادثات للَّه ملكا و باللّه ظهورا و من اللَّه بدءا و الى اللَّه رجوعا ، و هو السميع لانين المشتاقين ، العليم بحنين الواحدين . گفته‌اند كه شب تاريكى عام است گرد عالم در آمده ، و روز روشنايى عام است به همه عالم رسيده ، و پيش از آفرينش عالم ، و پيش از آفرينش نور و ظلمت نه شب بوده و نه روز بوده ، و در بهشت هر چند كه آفتاب نباشد ، اما همه روز بود ، كه روشنايى عام بحقيقت آنجا بود ، و هر چه باللّه نزديكتر آنجا نور و ضيا تمامتر . عبد اللَّه مسعود گفت : ان ربكم ليس عنده ليل و نهار ، نور السماوات من نور وجهه .